فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
69
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
بعد از اقامت حجّ و معاودت به شيراز مبالغهء فضلا و الحاح اذكيا بر مذاكرهء علوم « 1 » رسميّه و مدارسهء « 2 » فنون شرعيّه و عقليّه باعث آمد . كتاب حلّ تجريد و حواشى بر حواشى شرح جديد و تعليقات بر كتاب محاكمات « 3 » در تضاعيف اين اوقات سمت تدوين پذيرفت . و بعد از فراغ از درس و مطالعه ، بعض اوقات را مصروف تأليف كتاب بديع الزّمان فى قصّة حىّ بن يقظان ، مىساخت و در آن كتاب بيان كيفيّت تدرّج نفس ناطقهء انسانى به مراتب قوّت نظرى و عملى با فوايد « 4 » جليله و تحقيقات جزيلهء متأخّران در ضمن داستان « 5 » دلستان اندراج يافته . و چون تأليف آن به لغت فارسى اتّفاق افتاده ، در تزيين و توشيح عبارت و ايراد صنوف مجاز و استعارت « 6 » مبالغه رفته ، چنانچه بر مطالعان آن كتاب پوشيده نگردد كه در تحقيقات علوم حقيقيّه قبل از اين مؤلّفى « 7 » بدان آراستگى شايد كمتر اتفاق افتاده باشد . بعد از آنكه آن كتاب انجام يافت و « 8 » در خواطر افاضل و مستعدان قبول تمام پذيرفت و فضلا به نقل و انتساخ آن راغب گشتند و نسخ آن در اقطار سمت انتشار [ و اشتهار ] يافت ، باز دست مقدّر « 9 » وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ [ 36 / 39 ] اين ضعيف را كه همچو هلال از بار ملال خميده و گوشهء افق خمول گزيده بود ، به عزم سفر حجاز و قطع مراحل ، انگشت نماى آفاق ساخت . اين نوبت عزم آن بود ( 34 - پ ) كه چون به حوالى آذربيجان « 10 » عبور يابد « 11 » ، به رسم بيعت در خدمت امام سلامى كند و از مشاهدهء جمال اقبالش كه در عالم اتمّ مظاهر جمال و اعمّ مصادر افضال « 12 » بود ، كامى يابد . يعنى به شرف خدمت عالى حضرت خلافت پناهى ، امامت دستگاهى ، ظلّ اللّهى ، الّذى به الملك و الخلافة يفتخر و يباهى ، السّلطان بن السّلطان غياث السّلطنة و الخلافة ابو المظفّر يعقوب خان - تغمّده اللّه بالرّحمة و الرّضوان « 13 » - مشرّف گردد و كتاب بديع الزّمان كه در صدر او به
--> ( 1 ) . F : علو ( 2 ) . P : مدارس ( 3 ) . P : محالات ( 4 ) . P : قواعد ( 5 ) . P : داستانى ( 6 ) . P : استعارات + به ( 7 ) . P : اين موانع ( 8 ) . P : تا ( 9 ) . P : تقدّى ؛ K : تقدير ( 10 ) . P : آذربايجان ( 11 ) . P : واقع شود ( 12 ) . P : انفعال ( 13 ) . P : انفعال